حسين بن حسن خوارزمي
632
شرح فصوص الحكم
ازالهء الم است از جناب حق ، پيش عارف و صاحب كشف ، چه هويت او هويت حق است ، پس ازاله از نفس راجع شود به ازاله از حق . فإن الله قد وصف نفسه بأنه يؤذى فقال « إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الله وَرَسُولَه » . و أي أذى أعظم من أن يبتليك ببلاء عند غفلتك عنه أو عن مقام إلهى لا تعلمه لترجع إليه بالشكوى فيرفعه عنك ، فيصح الافتقار الذي هو حقيقتك ، فيرتفع عن الحق الأذى بسؤالك إياه في رفعه عنك . [ 261 - پ ] ) * پس بدرستى كه حق تعالى « 35 » وصف كرد نفس خود را به اينكه ايذا كرده مىشود ، و فرمود : « إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الله وَرَسُولَه » « 36 » . و كدام أذى اعظم از اين باشد كه حق - سبحانه و تعالى - ترا مبتلا كند به بلايى ، و گوشمال دهد به ابتلائى ، از آن جهت [ كه ] تو غافلى ، يا از مقامى از مقامات الهى ذاهل ، چه بنده را ابتلاء حاصل نمىشود مگر به سبب غفلتش از حضرت حق سبحانه ، يا از حضرتى از حضرات كليّهء او . و اين ابتلاء از غيرت حق است بر بنده ، پس مبتلا ساختن حق ترا از جهت دوست داشتن تست از آن كه محبوب محبّ خود را دوست مىدارد ، و اگر مشتغل به غير مىبيند بر او غيرت مىآرد و مىگويد : منگر به هر گدايى كه تو خاص از آن مايى مفروش خويش ارزان كه تو بس گرانبهايى بگسل ز بى اصولان مشنو فريب غولان كه تو از شريف اصلى ، كه تو از بلند جايى تو به روح بىزوالى ، ز درون با جمالى تو از آن ذو الجلالى ، تو ز پرتو خدايى چو تو لعل كان ندارد ، چو تو جان جهان ندارد كه جهان كاهش است اين و تو جان جانفزايى چه خوش است زر خالص چو به آتش اندر آيد چه كند درون آتش هنر و گهر نمايى مگريز اى دلاور تو ز شعله هاى آذر ز براى امتحانى چه شود اگر در آيى
--> « 35 » قا : كه تعالى . « 36 » س 33 ى 57 .